فقط بخند!!؟

هیچی بهتر از این نیس که لنگ ظهر از خواب بیدار شی

ببینی تو خونه بوی قرمه سبزی میاد زبان

=====================

دیروز یه شیشه کشک خریدم: ۷۵۰۰ تومن!

گمونم از این به بعد “برو کشکتو بساب”

یه پیشنهاد تجاری موفق محسوب میشه!عینک

=====================

سوال مسابقه نود در شهر حیف نون :

طرفدار چه تیمی هستید؟؟سوال

۱) بله

۲) خیر

=====================

ﺷﺨﺼﯽ ﺍﻻﻏﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﺰﺩ!

ﻋﺎﻟِﻤﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ :ﻧﺰﻥ ﮔﻨﺎﻩ

ﺍﺳﺖ…

ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ :ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺴﺘﻢ

ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺷﻤﺎﺳﺖخنده

ﻋﺎﻟِﻢ ﮔﻔﺖ :ﻧﻪ ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ ﻋﺎﻕ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﻮﯼ !قهقهه

=====================

یه تریپی شاعرا دارن که میگن :

زیر بارون گریه کردم تا تو اشکامو نبینی

من موندم این که اینقدر تلاش کرده که نبینه چرا خودشو لو میده ؟چشمک

=====================

دانشگاه رفتم ب مسئول آزمایشگاه مون

میگم خانم چرا وایرلس دانشگاه کار نمیکنه؟

میگه چن روزه خراابه از WIFI استفاده کن !متفکر

=====================

من که رکیک ترین فحش بابام ” دیوانه “

و مستهجن ترین حرف مامانم ” بی شخصیت ” بود شدم این!

خدایا به حق همین ماه عزیز بچمو به تو سپردم!متفکر

=====================

نصیحت پدرانه :

دوست عزیز یه مهمونی یا مسافرت میری سعی کن خوش بگذرونی

ماموریت عکاسی که نرفتی از هر سکانست عکس میگیری !عینک

=====================

“خر نشو” چیست ؟

نصیحتی دوستانه جهت امتناع از انجام کاری !زبان

=====================

پر سودترین معامله ای که ما دهه شصتیها انجام دادیم

تعویض نون خشکه با جوجه رنگی بود عینک

=====================

عن مفت، آدم مفت

گنجشکها این ضرب المثل را بر فراز پیاده رو های پر رفت و آمد به کار می برند.از خود راضی

=====================

چرا از همون ماده ای که تو شامپو بچه استفاده میکنن

که چشمو نمیسوزونه تو شامپوی ماها استفاده نمیکنن؟

چش ما چش سگه !؟چشمک

=====================

بعضی ها هم هستن که هر وقت میرن دستشویی

باید سند بذاری درشون ییاری !

اینا اورانیوم غنی میکنن ظاهرامتفکر

=====================

سرگذشت کلمه “سلام” به مرور زمان در اس ام اس

سلام علیکم

سام علیکم

علیکم

سلام

سلم

سم

س

=====================

یه بارم رفتم مغازه سیگار بخرم

همون اول گفت بَه سلام، شما پسر فلانی ای؟

گفتم آره، سس مایونز خوب چی داری !؟کلافه

=====================

تو کلاس داشتم با دوستم پچ پچ میکردم

استاد اومد با خط کش بهم اشاره کرد و گفت:

تهِ این خط کش یه آدم ابله وجود داره…

منم گفتم: استاد منظورتون کدوم تهشه…!؟

نمیدونم چی شد که اخراجم کرد!!خنده

=====================

پسر داییم دانشجوی ترم ۱ پزشکیه

سر شام مامانش سی تی اسکن سرشو آورد بهش داد

گفت مامان یه نگاه به این بنداز، اینم گرفت جلو نور درجا گفت وااااااااای!

زنداییم رنگش پرید گفت چیه؟

گفت دور اون قسمت از مغزت که مربوط به آشپزی میشه رو جلبک گرفته!

داییم همچین زد پس سرش همونم که تو یه ترم خونده بود از سرش پرید!چشمک

=====================

سلامتی ادم معلولی که گفت:

خوشحالم از اینکه هر کی منو تو خیابون میبینه فقط یه جمله میگه

{ خدا رو شکر }

قلب

=====================

 گفت از حادثه ای لبریزم، من پر از فریادم، در درونم غوغاست

گفتم این حال تو را میفهمم، دستشویی آنجاست!نیشخند

=====================

پسره نوشته بود :

جــای خــالی تــــورو اِنقـد بـــا چـشام آب میدم تا بـــــازکـنــار­م ســبز بشــی..!

فکر کنم مخاطبش یونجه بوده!متفکر

=====================

ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻢ ﯾﻪ ﮐﺎﺭﺕ ﺷﺎﺭﮊ ﺑﺨﺮ ﻭﺍﺳﻢ

ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﯾﻬﻮ ﺁﻧﺘﻦ ﮔﻮﺷﯿﺶ ﺭﻓﺖ

ﻣﻦ ﻫﯽ ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ ﺍﻟﻮﻭ ﺍﻟﻮﻭ… ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻔﺖ:

ﻫﯽ ﺍﻟﻮﻭ ﺍﻟﻮﻭ ﻧﮑﻦ ﺍﺻﻼ ﺻﺪﺍﺕ ﻧﻤﯿﺎﺩ !نیشخند

=====================

۱۸ سالمه، واسه خودم مَردی شدم

سیبیل دارم، صبحا میرم نون میگیرم واسه خونه

باز شیرینی و آجیل رو ازم قایم میکننکلافه

=====================

ضد حال یعنی می نویسی

«با تمام وجود دوستت دارم»

رو مانیتور میبینی

«fh jlhl, [, n n, sjj nhvl»!!

ینی ته مونده اعصابو بالا میکشه این کیبوردناراحت

=====================

ﯾﻪ ﭘﺎﮐﺖ ﺷﯿﺮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺗﻮﻟﯿﺪﺵ ﻣﺎﻟﻪ ﻓﺮﺩﺍﺱ!!

ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺗﻮﻥ ﺑﺨﻮﺭﻣﺶ ﯾﺎ ﺑﺬﺍﺭﻡ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺷﻪ؟!تعجب

=====================

الان مادرم اومده میگه بیا دلستر بخور پسرم

تعجب کردم میگم دستت درد نکنه

میگه آخه از این تلخاست کسی نمیتونه بخورهکلافه

=====================

این دخترا که ناخونای دست چپشون رو خیلی شیک

لاک می زنن ، وسطشم طرح می زنن خفن

بُته جِقه و مینیاتور و نقش برجسته !

اما دست راستشون رو میبینی ، انگار ساناز پنج ساله از تهران نقاشی

کشیده ،اینا رو اذیت نکنید ، اینا دست چپشون ضعیفه !نیشخند

 

/ 41 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حبیب صلحی زاده

salam sajad jan :) tabadole link lotfan :) http://habibsolhizadeh.blogfa.com/

نیلوفر

خیلی باحال بودن من لینکت میکنم[خنده]

بهار کودکی

بانوى خردمندى در کوهستان سفر مى کرد که سنگ گران قیمتى را در جوى آبى پیدا کرد.روز بعد به مسافرى رسید که گرسنه بود.بانوى خردمند کیفش را باز کرد تا در غذایش با مسافر شریک شود.مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در کیف بانوى خردمند دید از آن خوشش آمد و از او خواست که آن سنگ را به او بدهد. زن خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او دادمسافر بسیار شادمان شد و از این که شانس به او روى کرده بود،از خوشحالى سر از پا نمى شناخت.او مى دانست که جواهر به قدرى با ارزش است که تا آخر عمر مى تواندراحت زندگى کند، ولى چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتادتا هرچه زودتر، بانوى خردمند را پیدا کند.بالاخره هنگامى که او را یافت، سنگ را پس داد و گفت:«خیلى فکر کردم. مى دانم این سنگ چقدر با ارزش است،اما آن را به تو پس مى دهم با این امید که چیزى ارزشمندتر از آن به من بدهى. اگر مى توانى، آن محبتى را به من بده که به تو قدرت داد این سنگ را به من ببخشى . . .[گل]

تنهایی

سلام وب شما هم بسیار جالبه.منتظر مطالب بیشترتون هستیم.[خداحافظ][پلک]

زهره

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند . . . مثل ِ آسمانی که امشب می بارد … و اینک باران بر لبه ی ِ پنجره ی ِ احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد … تا شاید از لحظه های ِ دلتنگی گذر کنم…

نیلوفر

مانده ام بوی تو دیوانه ام میکند یا دیوانگی من بوی تو را میدهد ؟!

faezeh

[خنده] خیلی باحال بودن...

mahsa

بلا نگیری سجاد خیلی باحال بود من ک کلی حال کردم.[قهقهه]