/ 15 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

صدفی به صدف مجاورش گفت: در درونم درد بزرگی احساس میکنم ، دردی سنگین که سخت مرا می رنجاند. صدف دیگر با راحتی و تکبر گفت: ستایش از آن آسمان ها و دریاهاست. من در درونم هیچ دردی احساس نمیکنم. ظاهر و باطنم خوب و سلامت است. در همان لحظه خرچنگ آبی از کنارشان عبور کرد و سخنانشان را شنید. به آن که ظاهر و باطنش خوب و سلامت بود گفت: آری ! تو خوب و سلامت هستی اما دردی که همسایه ات در درونش احساس میکند مرواریدی است که زیبایی آن بی حد و اندازه است. برگرفته از: کتاب سرگشته جبران خلیل جبران[گل]

نیلوفر

من ميدانم زندگي زيباست ولي زندگي يه شوخيه بزرگه

ديدار

واقعا زيباااااااااااا و جالب بودن مرسي[گل][گل]

معصومه

نه از آشنایان وفا دیده ام نه در باده نوشان صفا دیده ام زنامردمیها نرنجد دلم که از چشم خود هم خطا دیده ام به خاکستر دل نگیرد شرر من از برگ چشمی بلا دیده ام وفای تو را نازم ای اشک من که در دیده عمری تورا دیده ام طبیبا مکن منعم از جام می که درد درون را دوا دیده ام حریم خدا شو چه شبها دلم که خود را ز عالم جدا دیده ام از آن رو نریزد سرشکم ز چشم که در قطره هایش خدا دیده ام برو صاف شو تا خدابین شوی ببین من خدا رو کجا دیده ام

رویای خیس

روز بخیر زندگی کن و لبخند بزن ..// به خاطر آنهایی که ..// از نفست آرام میگیرند ..// و به امیدت زنده هستند ..// و با یادت خاطره میسازند ..// بدان در زندگی بهترین ..// چگونه معنا میشود ..// و همان بهترین را ..// برای همه آرزو کن ..//

مژگان

سلام.........من بازم اومدم.....قشنگ بود داداشی، خوشم اومد.....

رز

عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی[متفکر][تایید][دست][شوخی][پلک][بازنده][زبان][قهقهه][نیشخند][عجله][کلافه][منتظر][قهر][خرخون][بغل][قهقهه][تایید][نیشخند][لبخند][قلب][خجالت][ماچ][خجالت][نیشخند]